معنی یکریز
6 بازدید
[ یَ / یِ ] (ق مرکب) متصل. پیوسته. دائم. مدام. پیاپی. پشت هم. (یادداشت مؤلف). پشت سرهم. پی درپی: او یک ریز حرف زد.
کلمات همقافیه با «یکریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر