معنی یکدرمیان
5 بازدید
[ یَ / یِ دَ ] (ص مرکب، ق مرکب) یکی نه یکی. که یکی باشد و یکی نباشد: درختهای کوچه یک درمیان خشکیده اند.
کلمات همقافیه با «یکدرمیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر