معنی یکخانه گشتن
5 بازدید
[ یَ / یِ نَ / نِ گَ تَ ] (مص مرکب) مراد آن است که یک خانهٔ کمان غالب و خانهٔ دیگر مغلوب آید ای کج شود. (آنندراج) (غیاث). براثر کشیدن کمان در حالت تیراندازی انحناهای دو سر نیم خانه ها با خانهٔ کمان یکی شدن و منحنی واحد تشکیل دادن. توسعاً کاملاً کشیده شدن کمان در حال تیراندازی : گشت چو یک خانه کمان سپهر داد سپهر آتش تیزش به مهر.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «یکخانه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر