معنی یکجایی
6 بازدید
[ یَ / یِ ] (ق مرکب) یک جا. کلاً. تماماً. همه را با هم. (یادداشت مؤلف). - یک جایی خریدن؛ یک جا و تمام و کلی خریدن چیزی: آذوقهٔ سال را یک جایی می خرند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یکجایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر