معنی یونقار
6 بازدید
[ یُنْ ] (ترکی، اِ) یونغار. رجوع به یونغار شود: ریز از تار تیز بی آهنگ از برونش اگر کنی یونقار. حکیم شفایی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «یونقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر