معنی یوسف کشمیری
7 بازدید
[ سُ فِ کَ / کِ ] (اِخ) درویش یوسف. از شاعران قرن یازدهم بود و در سلاسل معانی و الفاظش، پای فکر و نظر زنجیری. او راست: دلم به حلقهٔ لعل تو مایل افتاده ست چه آتش است که در خانهٔ دل افتاده ست. (از صبح گلشن ص ۶۱۷) (از فرهنگ سخنوران). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «یوسف کشمیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر