معنی یوزبند
6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) بندی که بر یوز نهند. بند یوز. (یادداشت مؤلف): آهوان شوارد امانی را یوزبند حکم برنهاده. (مرزبان نامه). رجوع به یوز شود. || (نف مرکب) که یوز را ببندد. آنکه بند بر یوز زند. (یادداشت مؤلف).[ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در ۲۱هزارگزی جنوب کلیبر، با ۳۳۱ تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «یوزبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر