معنی یوخه
7 بازدید
[ خَ / خِ ] (اِ) رسیدن به منتهای شهوت تمتع و هنگام تمتع. (از برهان) (از آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری): گرچه بدم مرد زیر میره در آن حال همچو زن غر شدم ز یوخهٔ رعنا. سوزنی (از فرهنگ جهانگیری). اما این کلمه دگرگون شدهٔ «ربوخه» است. در شعر سوزنی نیز «ربوخه» باید خواند. (یادداشت لغت نامه).[ یُ خَ / خِ ] (ترکی، اِ) نان تنک. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). کاک. کعک. رقاقه. (از یادداشت مؤلف). یخه. یخا.
کلمات همقافیه با «یوخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر