معنی یوحنا
6 بازدید
[ حَ نْ نا ] (اِ) لفظ یونانی یوحانان است و معنی آن انعام توفیقی خداست. (از قاموس کتاب مقدس). اصل عبرانی کلمهٔ یحیی است که نام پیغمبر معروف و اشخاص دیگر است. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به یحیی شود.[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن بختیشوع. یکی از پزشکان نامی سریانی مقیم دربار خلفای عباسی که آثار پزشکی زبانهای دیگر را به عربی نقل کرده اند. او پزشک مخصوص چند تن از خلفای عباسی بود که کتابهایی از سریانی و یونانی به عربی ترجمه کرد. از جملهٔ تألیفات اوست: «کتاب فی ما یحتاج الیه الطبیب من علم النجوم». (از قاموس الاعلام ترکی). از دیگر آثار اوست: تقویم الادویة. وی در حدود سال ۲۹۰ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی).[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن حیلان یا جیلان یا جیلانی. شاگرد یکی از حکمای ایرانی بوده است ساکن مرو. (ابن ابی اصیبعة ص ۱۳۵). ابونصر فارابی علم منطق را از او فراگرفت. وفات وی به روزگار مقتدرباللََّه عباسی بوده است. (از طبقات الامم قاضی صاعد اندلسی). ابن اثیر در ذیل حوادث سال ۳۳۹ هـ . ق. آرد: در این سال ابونصر محمدبن محمد فارابی حکیم فیلسوف در دمشق وفات یافت. وی تلمیذ یوحنابن حیلان بود و وفات یوحنا در روزگار مقتدرباللََّه بوده است. (الکامل ج ۸ ص ۱۹۴).[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن زبدی. نام پدرش زبدی و نام مادرش سالومه بود. او یکی از دوازده حواری مسیح و برادر یعقوب زبدی و صاحب یکی از اناجیل اربعه است. رؤیا یا مکاشفات حضرت مسیح را می نوشت و نیز رسائل سه گانه و کتاب مکاشفه بدو منسوب است. یاد و ذکران او به بیست وهفتم دسامبر است. (یادداشت مؤلف). حواری و مصنف انجیل و پسر زبدی و سالومه بود. خود و برادرش یعقوب و پدرش به ماهی گیری اشتغال داشتند. او مردی حلیم و مهربان و دلیر بود و هنگامی که مسیح به دست یهود گرفتار شد، او بود که با پطرس مسیح را همراهی نمود، لکن شاگردان دیگر گریختند و نیز او بود که در هنگام صلیب نمودن مسیح حاضر بوده و نیز صبح زود به قبر مسیح وارد شد. و بعد از صعود نمودنش هرچه او را حبس نمودند و تازیانه زدند و تهدید به قتل کردند باز در اورشلیم به دلیری مژدهٔ انجیل می داد و جان خود را در راه آن حضرت نهاده بود. او بر دست راست مسیح می نشست و ظاهراً از همهٔ حواریون جوان تر و سابقاً یکی از شاگردان یحیی (یوحنا) تعمیددهنده بود و به ارشاد یحیی به مسیح گروید. و در آخرین شام مسیح در محضر او بود و مسیح در حالت مرگ مادر خود بدو سپرد. در مجلس شورای نخستین که در اورشلیم منعقد شد حاضر و شریک بود. سالهای بسیار در اورشلیم سکونت داشت و او را یکی از ارکان کلیسا می دانستند. بعد از وفات پولس در افسس بود در آسیای صغیر جایی که تأثیرات عظیمهٔ شخصی و رسالتی او مبسوط گشت. احتمالاً در سال ۹۵ م. دومیشان امپراطور وی را به جزیرهٔ پطمس تبعید نمود، ولی بعد باز به افسس بازگشت و روزگار درازی در آنجا بود تا پیر و ازکارافتاده شد و در سال صدم میلادی در ۹۴سالگی در همانجا درگذشت و در حوالی آن شهر مدفون گردید. به عقیدهٔ اکثریت مسیحیان او انجیل خود را پس از انتشار همهٔ انجیلهای دیگر در اواخر قرن اول میلادی نوشته و هفت معجزه از سی وسه معجزهٔ مسیح در انجیل یوحنا مذکور است و حال آنکه سایر مصنفان انجیل فقط یکی از آنها را مذکور داشته اند. در انجیل یوحنا مسیح همچو منادی و شافع معین من جانب اللََّه و ابن اللََّه متجلی است و مطالبی را که به حیات تازه و اتحاد با مسیح و تولد نو و قیامت و عمل روح القدس نسبت دارد بیشتر از اناجیل دیگر ذکر می کند. علاوه بر انجیل و کتاب مکاشفه که بدو منسوب است، سه رساله هم به اسم او داریم: ۱- مکتوب عام، برای رد غلطهای لامذهبان. ۲- مکتوبی که به خاتون برگزیده یا کوریه نوشته است. ۳- نامه ای که به غایوس نگاشته و از امانت و غریب نوازی او تمجید کرده است. عموماً معتقدند به این که کتاب مکاشفه و نامه های یوحنا در افسس تخمیناً در سال ۹۶-۹۷ م. نگارش یافته است. اینها آخرین تمام کتب عهد جدید می باشد. (از قاموس کتاب مقدس).[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن زکریا یا یوحنا المعمدان یا یحیی تعمیددهنده. وی پسر زکریا بود و حضرت عیسی را غسل تعمید داد و ظاهر شدن عیسی را از پیش خبر داد و به سال ۳۱ م. کشته شد. یادکرد و ذکران او به بیست وچهارم ژوئن است. (یادداشت مؤلف). بود کسی از پیش خدا فرستاده شده نام او یوحنا بود یعنی یحیی. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۱۶): به ناقوس و به زنار و به قندیل به یوحنا و شماس و بحیرا.خاقانی. و رجوع به یحیی... شود.[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن ماسویه، مکنی به ابوزکریا. پزشکی فاضل و مصنفی عالم و طبیب مخصوص هارون و مأمون بود. هارون او را به ترجمهٔ کتبی که در انگوریه و سایر بلاد مفتوحهٔ روم به دست مسلمین افتاد واداشت و خود او را در طب تألیفات مهمی است، مانند: کتاب برهان. کتاب فصد و حجامت. کتاب جذام. کتاب حمام. کتاب اصلاح اغذیه. کتاب معده. کتاب ادویهٔ مهمله. (از طبقات الامم قاضی صاعد اندلسی). او خدمت مأمون و معتصم و واثق و متوکل عباسی کرده است. حکیمی گوید روزی ابن حمدون ندیم در حضور متوکل با یوحنا مزاح می کرد. یوحنا گفت اگر به اندازهٔ جهل خویش علم داشتی و آن علم را به صد خنفساء بخش می کردند هریک از آنان عاقل تر از ارسطو می گردید. ابن ندیم نزدیک بیست کتاب از او در ابواب مختلف طب نام برده و ابن بیطار در مفردات مکرر از او روایت دارد. (یادداشت مؤلف). نزدیک به چهل کتاب نوشته است و از آن جمله است: ۱- «برهان» در ۳۰ جزء. ۲- ازمنة. ۳- النوادر الطبیة. ۴- جواهرالطیب المفردة. ۵- المشجر. ۶- خواص الاغذیة و البقول. ۷- دغل العین. ۸- الحمیات (این دو کتاب اخیر را به سریانی درآورده است). وی در سال ۲۴۳ هـ . ق. در سامره درگذشت. (از اعلام زرکلی). و رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۳ ص ۳۲ شود.[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن یعقوب ابکاریوس. دانشمند تاریخ و مستعرب است. اصل وی ارمنی و از مردم بیروت بود. به سال ۱۳۰۶ هـ . ق. در سوق العرب لبنان درگذشت. از آثار اوست: ۱- نزهةالخواطر. ۲- قطف الزهور فی تاریخ الدهور. ۳- تحفة الانیسة فی النوادر النفیسة. ۴- فرهنگ انگلیسی به عربی، کامل و مختصر. (از اعلام زرکلی).[ حَ نْ نا ] (اِخ) ابن یوسف، مکنی به ابوعمر. از ناقلان و مترجمان قرون اولیهٔ هجری بود و از جملهٔ ترجمه های او کتاب «آداب الصبیان» افلاطون بود. (از تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تألیف صفا صص ۸۹-۹۰).[ حَ نْ نا ] (اِخ) بلو یسوعی. از خاورشناسان و راهبان و نویسندگان عربی فرانسه بود و در الجزایر عربی آموخت و به بیروت رفت و به نشر روزنامهٔ «البشر» دست یازید. او راست: ۱- نخب الملح، در پنج جلد که گزیده ای است از ادب عرب. ۲- فرهنگ فرانسه-عربی، در دو جلد. و چندین کتاب دینی کاتولیکی. وی به سال ۱۲۳۷ هـ . ق. / ۱۸۲۲ م. در فرانسه به دنیا آمد و به سال ۱۳۲۲ هـ . ق. / ۱۹۰۴ م. در بیروت درگذشت. (از اعلام زرکلی).[ حَ نْ نا ] (اِخ) یا یوحنا ذهبی فم. یکی از آباء کنیسه، بطریق قسطنطنیه. او را فصاحتی به کمال بود و امپراتریس ادکسی او را بکشت (۳۰۷-۳۴۷ م.). یادکرد و ذکران وی به بیست وهفتم ژانویه است و از او خطابه ها و مجلسهایی در غایت بلاغت برجاست. (یادداشت مؤلف).[ حَ نْ نا ] (اِخ) عَنْحوری. او را حُنین عنحوری نیز گویند. از مترجمان فرانسه به عربی بود. اصل و زادگاهش سوریه است ولی در عهد محمدعلی پاشا در مصر شهرت یافت. از ترجمه های اوست: ۱- القول الصریح فی علم التشریح. ۲- منتهی الاغراض فی علم شفاء الامراض. ۳- مبلغ البراح فی علم الجراح. ۴- الازهار البدیعة فی علم الطبیعة. ۵- الجواهر السنیة فی الاعمال الکیمیاویة. وی در حدود سال ۱۲۶۰ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «یوحنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر