معنی یواقیت
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) جِ یاقوت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از المعرب جوالیقی ص ۳۵۶): برگهای درختان پیروزه بود یا زمرد و بار آن یواقیت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۳). آن درهای ماه پیکر و یواقیت نارگون و... بریختند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۷۵). و رجوع به یاقوت شود.
کلمات همقافیه با «یواقیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر