معنی یهر
6 بازدید
[ یَ هَ ] (ترکی، اِ) زین برگ و ساز اسب. اوستام. (یادداشت مؤلف). - یهرپوش؛ زین پوش. زین پوش اسب. (یادداشت مؤلف).[ یَ هَ / یَ ] (ع ص، اِ) جای فراخ تابان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جای تابان. (آنندراج). || (اِمص) ستیهیدگی. (منتهی الارب) (آنندراج). لجاجت و ستیهیدگی. (ناظم الاطباء).[ یُ ] (اِ) میل و خواهش و آرزو. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابرشیوهٔ بخش حومهٔ شهرستان دماوند، در ۵۰هزارگزی خاور دماوند و ۶هزارگزی شمال راه شوسهٔ تهران به مازندران، با ۲۷۵ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «یهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر