معنی ینیع
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص) رسیده. پخته. ثمر ینیع؛ میوهٔ رسیده. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ینیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر