معنی ینگی‌کند

معنی ینگی‌کند

5 بازدید
[ یِ کَ ] (اِخ) در ترکی به معنی «ده نو» و آن نام محلی است کنار راه دوراههٔ بناب و ساوجبلاغ میان خوشه مهر و قلی کندی واقع در هشت هزارگزی دوراههٔ بناب. (یادداشت مؤلف).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد، واقع در ۲۵هزارگزی خاوری بوکان، با ۷۹۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ یِ کَ ] (اِخ) (خانه برق) دهی است از دهستان بناجوی بخش بناب شهرستان مراغه، واقع در ۶هزارگزی جنوب بناب، با ۳۳۹ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ تیکان چای و چاه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاغذکنان شهرستان خلخال، واقع در ۱۳هزارگزی جنوب آغ کند. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سردرود بخش اسکوی شهرستان تبریز، واقع در ۱۱هزارگزی شمال سردرود، با ۳۶۵ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار، واقع در ۳۲۰۰۰گزی جنوب باختری حسن آباد سوگند و ۲۰۰۰گزی علی شاه، با ۲۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قراتورهٔ بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۱۰۰۰گزی شمال خاوری دیواندره و ۵۰۰۰گزی دراسب، با ۲۲۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیمینه رود بخش سیمینه رود شهرستان همدان، واقع در ۱۲۰۰۰گزی باختر قصبهٔ بهار، کنار جادهٔ شوسهٔ شهر همدان به اسدآباد، با ۱۸۷ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان وفرقان بخش مرکزی شهرستان ساوه، واقع در ۲۲۰هزارگزی باختری ساوه و یکهزارگزی راه عمومی دهستان، با ۳۹۳ تن سکنه. فعلاً بیش از ۲۰۰ نفر نیستند و بقیه در تهران ساکن می باشند. راه آن مالرو است ولی از طریق زرند می توان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ یِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان، واقع در ۳۹۰۰۰گزی جنوب ابهر و ۱۲۰۰۰گزی راه عمومی قیدار به آب گرم. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «ینگی‌کند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید