معنی ینجه
6 بازدید
[ یُ جَ / جِ ] (اِ) یونجه. اسپست. (یادداشت مؤلف). رجوع به یونجه و اسپست شود.[ یُ جَ ] (معرب، اِ) سعد را به لاطینیه ینجه نامند. (از حاشیهٔ تذکرهٔ ابن بیطار و یادداشت مؤلف). رجوع به سعد شود.
کلمات همقافیه با «ینجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر