معنی ینبوت
8 بازدید
[ یَمْ ] (ع اِ) درخت خشخاش. (از صیدنهٔ ابوریحان بیرونی) (ناظم الاطباء) (آنندراج). درخت کوکنار. (از برهان). || درخت خرنوب یا درختی دیگر بزرگ. (ناظم الاطباء) (آنندراج). خرنوب المعز. نام درختی و آن خشخاش نیست برای اینکه بار آن فَشّ است و فَشّ را خشخاش معنی نکرده اند. شوکة شهباء. خروب الماء. فَشّ. خرنوب الشوک. (یادداشت مؤلف). رستنیی باشد که آن را خرنوب نبطی گویند. میوهٔ آن سرخ به سیاهی مایل می باشد و مشابهت تامی به کودهٔ گوسفند دارد و به فارسی آن میوه را کودر خوانند. (برهان) (از اختیارات بدیعی). غاف. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). خرنوب نبطی است. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (از صیدنهٔ ابوریحان): فرفور، فرافر؛ پست بر ینبوت. (منتهی الارب). رجوع به خرنوب نبطی و نیز صیدنهٔ ابوریحان بیرونی شود.
کلمات همقافیه با «ینبوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر