معنی ینبع
9 بازدید
[ یَمْ بُ ] (اِخ) قلعه ای است در راه حاجیان مصر که در آن چشمه ها و نخلستانها و کشتهاست. (آنندراج) (منتهی الارب). دهی است در طرف راست رضوی برای مسافری که از مدینه به سوی دریا فرودآید در یک شبه راه از رضوی واقع شده و تعلق دارد به بنی حسن بن علی بن ابیطالب. چشمه های شیرین دارد. گویند این مکان را عمر رضی اللََّه عنه به علی رضی اللََّه عنه به قطیعه داده بود. (از معجم البلدان).[ یَمْ بُ ] (اِخ) نام بندرگاهی در حجاز. (ناظم الاطباء). شهری و بندری است در کشور عربستان سعودی در ساحل بحر احمر و قریب ۱۰۰۰۰ تن سکنه دارد. نام قصبهٔ مرکز قضایی اسکلهٔ مدینهٔ منوره می باشد. در ساحل حجاز واقع گشته و نظر به کثرت منابعی که دارد آن را بدین نام خوانده اند. بنابه نوشتهٔ پاره ای از کتب عربی ۱۷۰ رشته قنات و چشمه داشته است ولی اکنون نه آب جاری و نه چاه دارد و اهالی آب مشروب خود را به وسیلهٔ آب انبارها تهیه می کنند و خود قضا هم عبارت است از قصبه و نقاط هم جوار با آن. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «ینبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر