معنی یلکن
5 بازدید
[ یَ کَ ] (اِ) منجنیق و منجنیک و بلکن. (ناظم الاطباء). منجنیق. (صحاح الفرس). منجنیق را گویند و آن چیزی است که در قلعه ها سازند و بدان سنگ و خاک به جانب دشمن اندازند و به این معنی به جای حرف «ی»، بای ابجد نیز آمده است. (از برهان) (از آنندراج). و رجوع به بلکن شود.[ یِ کَ ] (ترکی، اِ مرکب) (از: «یل»، باد +پسوند «کن») بادبان. شراع. (یادداشت مؤلف). رجوع به بادبان و شراع شود.
کلمات همقافیه با «یلکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر