معنی یلوک
6 بازدید
[ یَ ] (ص) جسیم و تناور و قوی و زوردار. || مرد جنگی و بهادر و دلاور و شجاع و پهلوان. یلولنگ. یلولیک. (ناظم الاطباء). پهلوان نامدار که در شجاعت سرآمد روزگار باشد. (از شعوری ج ۲ ورق ۴۴۵).
کلمات همقافیه با «یلوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر