معنی یلوه
5 بازدید
[ یَ لْ وَ / وِ ] (اِ) یلوی. قرقاول و تذرو. || داربست. (ناظم الاطباء).[ یَ لْ وِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خالصهٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۴۰۰۰گزی باختر کرمانشاه و ۴۰۰۰گزی جنوب باختری باباخان، با ۱۷۵ تن سکنه. آب آن از چشمه است و تابستان از طریق باباخان اتومبیل می توان برد. در دو محل به فاصلهٔ دوهزارگزی واقع به علیا و سفلی مشهور است. سکنهٔ علیا ۶۰ نفر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «یلوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر