معنی یلنجوجی
5 بازدید
[ یَ لَ جی ی ] (ع اِ) یلنجج. یلنجوج. (ناظم الاطباء). رجوع به یلنجوج شود. || (ص نسبی) عودفروش. (دهار).
کلمات همقافیه با «یلنجوجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر