معنی یلمعی
5 بازدید
[ یَ مَ عی ی ] (ع ص) مرد تیزخاطر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زیرک. (دهار). مرد روشن خرد. || مرد دروغگوی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || راست کمان. (دهار).
کلمات همقافیه با «یلمعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر