معنی یلغز
6 بازدید
[ یَ غُ ] (ترکی، ص) تنها. (ناظم الاطباء). صورتی از یلغوز (یا یالغوز) ترکی. || (اِ) اسب. (ناظم الاطباء): چنان آش زیره ز کرمان براند کز او یلغز کوفته بازماند.بسحاق اطعمه.
کلمات همقافیه با «یلغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر