معنی یلبة
6 بازدید
[ یَ لَ بَ ] (ع اِ) یکی یلب. یک جوشن چرمین. (ناظم الاطباء). جوشن. (دهار). نوعی از زره که از پوست بعض حیوان سازند. (آنندراج). جوشن و آن غیر درع است که زره باشد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یلب شود.
کلمات همقافیه با «یلبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر