معنی یلآباد
5 بازدید
[ یَ ] (اِخ) قصبه ای از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه، واقع در ۹هزارگزی جنوب باختری ساوه. سکنهٔ آن ۲۶۵۴ تن و آب آن از رودخانه است. از این ده به دیه های آسیابک و آقادره می توان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قاقازیان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین، واقع در ۴۲هزارگزی شمال ضیاءآباد و یکهزارگزی شوسهٔ رشت. سکنهٔ آن ۸۱۲ تن و آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «یلآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر