معنی یقلق
7 بازدید
[ یَ لَ ] (ترکی، اِ) یغلغ. ظاهراً نوعی پارچه یا پوشاک است : قلمی فوطه و کرباس و ندافی و فدک یقلق و طاقیه و موزه و کفش و دستار. نظام قاری. || شاید ظرف روغن. روغن دان. (از: یَق، یاق، روغن +لق، پسوند ظرف و مکان): مرغ از نخودآب روی زردی دارد تا گشت برنج سرخ در یقلق قاز.بسحاق.
کلمات همقافیه با «یقلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر