معنی یقف
117 بازدید
[ یَ قِ ] (ع فعل) می ایستد. فعل مضارع صیغهٔ مفرد مذکر غایب از وقف به معنی ایستادن. - حد یقف نداشتن؛ بی اندازه و بی انتها بودن: حرص او حد یقفی ندارد. تقاضاهای انگلیس وقتی بر قومی مسلط شد حد یقف ندارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر