معنی یفوع
7 بازدید
[ یُ ] (ع اِ) جِ یَفَع. (ناظم الاطباء). || جاهای بلند. (آنندراج) (منتهی الارب). رجوع به یفع شود.
کلمات همقافیه با «یفوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر