معنی یفن
6 بازدید
[ یُ ] (ع ص، اِ) مردمان پیر. (ناظم الاطباء) (آنندراج). سخت پیر. (یادداشت مؤلف). جِ یَفَن. (منتهی الارب). || متفنن یعنی مردمان ذوفنون. (ناظم الاطباء). متفنن. (منتهی الارب).[ یَ فَ ] (ع ص، اِ) پیر کلانسال فرتوت. (ناظم الاطباء). پیری پیر. (مهذب الاسماء). پیر فرتوت. (غیاث). || گوسالهٔ چهارساله. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «یفن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر