معنی یغنوی
4 بازدید
[ یَ نَ ] (ص نسبی) منسوب است به یغنی و آن دهی است از دههای نخشب. (از لباب الانساب). از مردم دیه یغنی به حوالی نخشب. (یادداشت مؤلف): ای دیو ابوالمظفر خردزد یغنوی یک شب به نخشب اندر بی فتنه نغنوی. سوزنی.[ یَ نَ ] (اِخ) ابراهیم بن محفوظبن علی بن اسرافیل بن لیث. مردی ادیب و محدث بود. از ابوبکربن محمدبن احمدبن خنب و جز او حدیث شنید. او در سال ۴۲۰ هـ . ق. زنده بوده است. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «یغنوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر