معنی یغناغ
5 بازدید
[ یَ ] (اِ) کلاه زردوزی. (ناظم الاطباء) (برهان) (آنندراج) (دیوان نظام قاری ص ۲۰۵).[ یِ ] (ترکی، اِ) یغناق. اجتماع مردمان و اجتماع لشکریان در جایی. || محل اجتماع لشکریان و مردمان. (ناظم الاطباء) (از برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «یغناغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر