معنی یغمای قمی
7 بازدید
[ یَ یِ قُ ] (اِخ) به شیرین تکلمی موصوف بود. بیت زیر از اوست: به چنگال هما نگذاشت مشت استخوان من سگ کویش به جا آورد رسم آدمیت را. (از صبح گلشن ص ۶۱۶).
کلمات همقافیه با «یغمای قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر