معنی یعمور
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) یکی یعامیر. بزغاله. (منتهی الارب) (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء). یک بزغاله. (آنندراج). || بچه میش. ج، یعامیر. (ناظم الاطباء). بره. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یعمور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر