معنی یعبوب
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) اسب تیزرو درازبالا یا نیکو و نرم در دویدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اسب بسیاردو. (مهذب الاسماء). || اسبی که در تک و دو پایها را دوردور اندازد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || ابر. (منتهی الارب) (آنندراج). || جوی بسیارآب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). جوی بزرگ. ج، یعابیب. (مهذب الاسماء). || جوی که آب در وی تیز رود. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نامی از نامهای اسبان. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِخ) بتی بوده است جدیلهٔ طی را. جدیلهٔ طی را بتی بود که آن را یعبوب می خواندند و چون بت دیگری داشتند که بنی اسد آن را از آنان گرفته بودند ازاین رو یعبوب را پس از آن برجای آن به خدایی اتخاذ کردند. (از بلوغ الارب ج ۲ ص ۲۱۱).
کلمات همقافیه با «یعبوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر