معنی واژه یشتن
6 بازدید
[ یَ تَ ] (مص) به لغت زند و پازند، آهسته دعا خواندن بر طعام و زمزمه کردن مغان در وقت طعام خوردن و درخواست نمودن و استدعا کردن و نیاز کردن و ستایش نمودن. (از برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یشتن مصدر پهلوی (هم ریشهٔ یزشن) به معنی خواندن کتاب مقدس و اوراد. (یادنامهٔ پورداود ذیل ص ۲۱۱): آن چهل هزار مرد بر یزشن کردن ایستادند و درونی بیشتند و قدری په [ پیه ] برآن درون نهادند چون تمام بیشتند یک قدح شراب به ویراف دادند. (از ترجمهٔ ارداویراف نامه به نقل یادنامهٔ پورداود ص ۲۱۱). و رجوع به یزشن شود.