معنی یسیری
5 بازدید
[ یَ ] (حامص) اسیری. اسارت : گفت چرا اندر ماه حرام این کاروان را بزدی و این جماعت را بکشتی و قومی به یسیری بردی. (ترجمهٔ تفسیر طبری). و رجوع به یسیر شود.
کلمات همقافیه با «یسیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر