معنی یسور
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص) قمارباز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ یَ ] (اِخ) شاهزاده ای که یساول، امیر خراسان را که از جانب ابوسعید فرمان می راند در اواخر سال ۷۱۶ هـ . ق. شکست داد و خود بر خراسان استیلا یافت و بر مازندران حمله کرد و خرابیهای بسیار به بار آورد و سرانجام در جنگ با سپاه امیر حسین گورکان که از طرف ابوسعید مأمور قلع و قمع او شده بود شکست یافت و کشته شد. (از تاریخ مغول ص ۳۳۰ و ۳۳۱). و رجوع به تاریخ گزیده ص ۵۹۸ و ۵۹۹ شود.
کلمات همقافیه با «یسور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر