معنی یسن
6 بازدید
[ یَ نَ ] (اِخ) یسنا. نام یکی از کتابهای اوستا. (یادداشت مؤلف). یسنا. (یشتها ج ۱ ص ۶۲۶). رجوع به یسنا شود.[ یَ سَ ] (ع مص) برگردیدن آب چاه از رنگ و بوی. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || درآمدن مرد در چاه و از بوی گند چاه مدهوش شدن و غش کردن. (ناظم الاطباء). به چاه درآمدن. (از تاج العروس).[ یاسین ] (اِخ) مخفف یاسین. رجوع به یاسین و یس شود.
کلمات همقافیه با «یسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر