معنی یساوری
7 بازدید
[ یَ وُ ] (ص نسبی) منسوب به یساور. یساولی : کردند نرگه بر لب جیحون چشم من خیل خیال تو چو تومان یساوری. پوربهای جامی. و رجوع به یساور و یساول شود.
کلمات همقافیه با «یساوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر