معنی یساور
6 بازدید
[ یَ وُ ] (ترکی، اِ) یساول. (ناظم الاطباء). همان یاساور را گویند. (آنندراج): نوروز مستشعر و منهزم شد با لشکر خود بر یساور زد و گروهی را هلاک کرد. (تاریخ غازانی ص ۵۱). و رجوع به یساول شود.
کلمات همقافیه با «یساور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر