معنی یسارة
8 بازدید
[ یَ رَ ] (ع اِمص) فراوانی و بسیاری. (ناظم الاطباء). || آسانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || توانگری. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار). فراخی عیش. یسار. (از یادداشت مؤلف).[ یَ رَ ] (ع مص) یسر. (ناظم الاطباء). رجوع به یسر شود. || اندک شدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «یسارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر