معنی یزیدی

معنی یزیدی

5 بازدید
[ یَ ] (ص نسبی) منسوب به یزید. (ناظم الاطباء). رجوع به یزیدبن معاویة شود.
[ یَ ] (اِخ) یزیدیه. منسوب به یزیدبن انیسة و از پیروان او. فرقه ای از خوارج. رجوع به یزیدیه شود.
[ یَ ] (اِخ) علی بن احمدبن سعید یزیدی، حافظ معروف به ابن حزم اندلسی، صاحب تصنیفات بسیار و معروف بود و به مذهب ظاهریه تمایل داشت. (از لباب الانساب). و رجوع به ابن حزم شود.
[ یَ ] (اِخ) ابراهیم بن یحیی بن مبارک، مکنی به ابواسحاق و معروف به یزیدی، از ادبای اوایل قرن سوم و از تلامذهٔ اصمعی بود. از آثار اوست: ۱- ناء الکعبة و اخبارها. ۲- ما اتفق لفظه و اختلف معناه. ۳- مصادر القرآن. ابراهیم به سال ۲۲۵ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۳۳۶). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
[ یَ ] (اِخ) محمدبن ابی محمد، مکنی به ابوعبداللََّه پسر یحیی بن مبارک، در لغت و قرائت و شعر سخت مهارت داشت و به همراهی معتصم خلیفه به مصر رفت و در همانجا درگذشت. قطعهٔ زیر از اوست: الهوی امر عجیب شأنه تارة یأس و احیاناً رجا لیس فیمن مات منه عجب انما یعجب ممن قد نجا. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۶).
[ یَ ] (اِخ) محمدبن عباس بن یحیی بن مبارک از ائمهٔ نحو و ادب و نوادر اخبار عرب بود و تربیت اولاد مقتدر خلیفهٔ عباسی (۲۹۵ -۳۲۰ هـ . ق.) را به عهده داشت. از آثار اوست: ۱- اخبار یزیدبن معاویه یا اخبار یزیدیین. ۲- مختصری در نحو. ۳- مناقب بنی العباس. وی به سال ۳۱۰ یا ۳۱۳ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۳۳۶). و رجوع به مادهٔ ابوعبداللََّه یزیدی... و قاموس الاعلام ترکی و لباب الانساب شود.
[ یَ ] (اِخ) یحیی بن مبارک بن مغیرة عدوی، مکنی به ابومحمد، یکی از بزرگان و علما و ادبا بود و در علم قرائت و علم نحو ید طولی داشت و در قرائت تلمیذ ابوعمرةبن العلا و خلف وی بود و بعد از استاد خود در بصره امام القراء گشت و بعداً به بغداد منتقل گردید و به سمت مربی گری اولاد یزیدبن منصور الحمیری که دائی مهدی خلیفهٔ عباسی بود، نایل شد و از این رو ملقب به یزیدی گشت. بعد به هارون الرشید انتساب پیدا کرد و مربی مأمون شد. به تقلید «نوادر» معروف اصمعی در علم لغت کتاب النوادر را نوشت، در نحو هم «کتاب المقصور والمدود» را تألیف کرد و «کتاب النقط والشکل» هم از تألیفات اوست. (از قاموس الاعلام ترکی). یحیی بن مبارک بن مغیرهٔ عدوی، قاری و نحوی و لغوی و شاعر معروف به یزیدی و مکنی به ابومحمد، از ادبا و علمای نامی قرن دوم هجرت بود. وی نحو را از کسایی و لغت و عروض را از خلیل بن احمد آموخت. از آثار اوست: ۱- دیوان شعر مرتب. ۲- المقصور و الممدود. ۳- النقط و الشکل. ۴- النوادر. ۵- الوقف والابتداء. یحیی همراه مأمون به خراسان رفت و در سال ۲۰۲ هـ . ق. در مرو درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۴ صص ۳۳۶ -۳۳۷). نیز از آثار دیگر اوست: ۱- مناقب بنی العباس. ۲- مختصر النحو. (از اعلام زرکلی). و رجوع به تاریخ ابن خلکان ج ۲ ص ۳۷۲ و لباب الانساب و اعلام زرکلی ذیل یحیی بن مبارک شود.

کلمات هم‌قافیه با «یزیدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید