معنی یزغند
6 بازدید
[ یَ غَ ] (اِ) سگ شکاری. (ناظم الاطباء). || نام درختی. (ناظم الاطباء). مصحف بزغند است. (یادداشت مؤلف). || فریاد سیاه گوش. (ناظم الاطباء). مصحف زغند است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یزغند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر