معنی یزدگردی
5 بازدید
[ یَ گِ ] (ص نسبی) منسوب به یزدگرد که نام چندتن از پادشاهان ساسانی بود. (یادداشت مؤلف). || یزدجردی: ماههای یزدگردی. (یادداشت مؤلف). - تاریخ یزدگردی؛ ایرانیان پیش از اسلام، جلوس هر پادشاه را مبدأ تاریخ قرار می دادند و چون دیگری به جای او می نشست باز مبدأ تغییر میکرد و چون یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی است جلوس او را (۶۳۲ م. / ۱۱ هـ . ق.) مبدأ تاریخ گرفته اند که یازده سال در آغاز با سال هجری فرق داشته است ولی چون سال یزدگردی شمسی و سال هـ . ق. بوده است هر سال یازده روز و هر سی و سه سال یک سال این دو مبدأ از هم بیشتر فاصله می گیرند. چنانکه در تاریخ زیرین از کتاب ظفرنامه می بینیم : ز هجرت شده هفتصد و سی و پنج بر از رنج این نامه ام بود گنج ز شه یزدگردی دو بر هفتصد فزون گشته شد رهنمایم خرد کتاب ظفرنامه کردم تمام ز ما بر پیمبر درود و سلام. (از التفهیم ص ۲۳۷ و ظفرنامهٔ حمداللََّه مستوفی به نقل احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۱۱۲۷). و رجوع به تاریخ یزدگردی در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «یزدگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر