معنی یزدخواست
6 بازدید
[ یَ خوا / خا ] (اِخ) نام قلعه ای است در اراضی ولایت فارس که به اصفهان اقرب است و آن را ایزدخواست گویند. سبب تسمیه اش را نوشته اند که لشکری بدانجا مقام کرده بودند چندان برف ببارید که بیشتر آنها در زیر برف بمردند. فردا که سؤال و گفتگو شد که چرا چنین وهنی اتفاق افتاد بزرگ ایشان گفت: «ایزدخواست» و در آنجا توقف کردند و اموات را دفن کرده قریه ای بنا نمودند به این نام معروف و موسوم شد. (انجمن آرا) (آنندراج): در آن موضع دیهی بنا کردند و یزدخواست نام نهادند یعنی خدا هلاک ایشان خواست. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۸۲). و رجوع به نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ۱۴۹ و مادهٔ ایزدخواست شود.
کلمات همقافیه با «یزدخواست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر