معنی یزدان‌پرست

معنی یزدان‌پرست

6 بازدید
[ یَ پَ رَ ] (نف مرکب) خداپرست. (ناظم الاطباء). پرستندهٔ یزدان. (آنندراج). موحد. خداپرست. عابد. که به عبادت خدا بپردازد. که پرستش خدا پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف): کسی کو بود پاک و یزدان پرست نیازد به کردار بد هیچ دست.فردوسی. به چیز کسان کس میازید دست هر آن کس که او هست یزدان پرست. فردوسی. چنین گفت کاین نامه سوی مهست سرافراز پرویز یزدان پرست.فردوسی. به خوان و نبید و شکار و نشست همی بود با شاه یزدان پرست.فردوسی. زن فرخ و پاک و یزدان پرست دگر باره بر گاو مالید دست.فردوسی. ز چیز کسان دور دارید دست بی آزار باشید و یزدان پرست.فردوسی. چنان بود یزدان پرست و درست که هرگز به خستن دل کس نجست.اسدی. دگر ره سپهبد یل چیره دست بپرسید کای پیر یزدان پرست.اسدی. ردی دانش آرای و یزدان پرست زمین حلم و دریادل و راددست.اسدی. خردمند بد پیر و یزدان پرست جوان گرد و خوشخوی و بخشنده دست. اسدی. چو گنجینهٔ غارش آمد به دست هراسنده شد مرد یزدان پرست.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «یزدان‌پرست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید