معنی یزدان‌شناس

معنی یزدان‌شناس

7 بازدید
[ یَ شِ ] (نف مرکب) خداشناس. موحد. که خدا را بشناسد. (یادداشت مؤلف): چنین گفت از آن پس که یزدان سپاس که هستم چنین پاک و یزدان شناس. فردوسی. همه یکدلانند و یزدان شناس به نیکی ندارند از بد هراس.فردوسی. ز یزدان شناسید یکسر سپاس مباشید جز شاد و یزدان شناس.فردوسی. چنین داد پاسخ که ای ناسپاس نگوید چنین مرد یزدان شناس.فردوسی. ز شه دین پذیرفت و با دین سپاس کزان گمرهی گشت یزدان شناس.نظامی. به الهام یزدان ز روی قیاس در احوال خود گشته یزدان شناس.نظامی. به آگاهی مرد یزدان شناس به ترسایی عقل صاحب قیاس.نظامی. و رجوع به یزدان و یزدان پرست شود.

کلمات هم‌قافیه با «یزدان‌شناس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید