معنی یزدانداد
5 بازدید
[ یَ ] (اِخ) نام دختر خسرو اول انوشیروان به نوشتهٔ ابن بلخی. (از یادداشت مؤلف): مادرش فیروز جشنده خمرابخت بنت یزدان داد بنت انوشروان. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۲۵).[ یَ ] (اِخ) ابن شاپور سیستانی، یکی از دستیاران ابومنصور المعمری در گرد کردن شاهنامهٔ منثور ابومنصوری. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یزدانداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر