معنی یزدادی
6 بازدید
[ یَ ] (اِخ) احمدبن حسن بن عبداللََّه بن یزداد سرخسی یزدادی، مکنی به ابوالعباس و معروف به شیخ الاسلام. از راویان بود و از ابوعبداللََّه حسین بن احمد روایت دارد و ابوتراب اسماعیل بن طاهر نخشبی از وی. یزدادی به سال ۴۰۹ هـ . ق. درگذشته است. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِ) نوعی از قلیه و یا قیمه که پس از پخته شدن بر بالای آن تخم مرغ گذارند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (آنندراج) (از برهان): خورد مخالفان تو خون دل و جگر قوت موافقان تو یزدادی و عسل.طیان. خاک مالیده به لب می گذرد مست و ملنگ خورده یزدادی چغز و زده فرخواک جعل. مشفقی بخاری. || کوفته ای که در میان آن تخم مرغ گذارند. (از آنندراج) (ناظم الاطباء).[ یَ ] (ص نسبی) منسوب است به یزداد که انتساب اجدادی است. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) علی بن محمدبن احمد... ابن یزداد رازی یزدادی، او پسر ابوعبداللََّه خازن است و در بخارا سکنی گزید و بعد به سمرقند رفت و در آنجا درگذشت. یزدادی از ابوعبیدالقاسم و ابوعبداللََّه حسین محاملی و جز آن دو روایت کرد. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن موسی بن یزداد رازی یزدادی فقیه حنفی، مکنی به ابوعبداللََّه از عم خویش علی بن موسی قمی و محمدبن ایوب رازی و جز آن دو حدیث شنید و قاضی سمرقند گردید و مردم آن شهر از او حدیث شنیدند. او به سال ۳۶۱ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) محمدبن زکریا... صعلوکی یزدادی، مکنی به ابوبکر، از مردم نسف بود و از پدرش و نیز از ابوعبداللََّه مروزی و صالح بن محمد جزره و ابوخاتم بن حبان و جز آنان حدیث شنید. مرگ او به سال ۳۴۴ هـ . ق. بود. (از لباب الانساب).[ یَ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن یزداد... رازی یزدادی، مکنی به ابوبکر و معروف به ابن الخباز، در بخارا سکنی گزید و در همانجا به سال ۳۵۳ هـ . ق. درگذشت. از ابراهیم بن یوسف هسنجانی و احمدبن حسن صوفی و محمدبن جریر طبری و جز آنان حدیث شنید. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «یزدادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر