معنی یز
20 بازدید
[ یِ زُ ] (اِخ) هکاای دُ. جزیرهٔ بزرگی است در شمال ژاپن دارای دو میلیون و هفتصد هزار سکنه. شهرهای عمدهٔ آن هاکُ داتِه و اُتارو است. (یادداشت مؤلف). رجوع به یزو شود.[ یَ ] (اِ) گیاهی خاردار که به تازی ثمام گویند و آن را بر اطراف خیمه و دیگر جایها گذارند تا مردمان و جانوران آمد شد نتوانند نمود. (ناظم الاطباء). گیاهی باشد پرخار که بر اطراف خیمه و جایگاهی نهند که مردم و جانور نتواند آمد. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (آنندراج). یزبن. جلیله و عصارهٔ آن را عبیبه گویند. (یادداشت مؤلف). ثمام. ثمامة. ثمه. یثموم. عرف. (منتهی الارب). و رجوع به یزبن شود.
کلمات همقافیه با «یز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر