معنی یرک
6 بازدید
[ یُ ] (اِخ) شاخه ای از خاندان سلطنتی پلانتاژنه، و دوک دِیُرک لقبی است در انگلستان غالباً به برادر پادشاه دهند. (یادداشت مؤلف).[ یَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان الموت بخش معلم کلایهٔ شهرستان قزوین واقع در ۱۸ هزارگزی خاور معلم کلایه. این ده ۵۴۲ تن سکنه دارد و آب آن از چشمه سار است. راه آن مالرو و صعب العبور است. در زمستان اکثر سکنه برای تأمین معاش به تنکابن می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ یُ ] (اِخ) شهری است به انگلستان در مغرب که حاکم نشین بشمار می رود. دارای ۸۴ هزار تن سکنه و کلیسایی بزرگ و زیبا و آراسته.
کلمات همقافیه با «یرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر